یادگاری از آدمك
ما آدمها هر روز همدیگرو میبینیم و به هم لبخند میزنیم و به هم سلام میکنیم ما حتی گاهی همدیگرو به اسم کوچک صدا میکنیم و با هم دست میدیم گاهی همدیگرو در آغوش میگیریم اما هیچ وقت فکر نمیکنیم در وجود هر کدوم از ما چه مشکلات و دل مشغولی هایی نهفته است فکر هایی که گاهی خواب رو از چشمان ما میگیره و گاهی گونه های ما رو در تنهایی خیس میکنه ما آدمها از اس ام ا س ها و پیام های خصوصی که برای دوستانمان میاد هیچ وقت با خبر نمیشیم اس ام اس های که گاهی روح مارا هم در گیر میکند و یا پیام خصوصی از یک دوست قدیمی که تن مان را به لرزه در می آورد آه..........................چه دنیای بدی است وقتی ما در کنار هم هستیم و تنهاییم وقتی توی دفترچه تلفنمون کلی شماره با اسم کوچک و فامیلی نوشته شده اما به هیچ کدوم نمیتونیم زنگ بزنیم تا درد و دل کنیم ما آدمها هر روز تنها تر میشیم (یهودا ) از فاضل نظری : خیانت قصه ی تلخی است اما از که مینالم؟ خودم پرورده بودم در حواریون یهودا را پ.ن + تنهایی قصه ی جدیدی نیست +جا داره بدین وسیله از همهی شما عزیزانی که تولدمو تبریک گفتین و حتی هدایای گرانبهایی دادید تشکر فراوان کنم امید است جبران کنم همه ی شما رو دوست دارم که به یادم بودبد و شرمنده ام کردید + فردا قراره یه اتفاق مهم بیفته فقط دعا کنید چون نیاز به دعا داره تا انجام بشه اولين روز آخرين ماه سومين فصل سال دقيقا 22 سال پيش يه دختر به قول خواهر كوچكترش ( جوجه اردك زشت ) به دنيا اومد مامانش ميگفت خيلي زشته ،اما پدرش خيلي دوسش داشت ،مثل همين الان اولين فرزند خانواده بود ،اولين دختر خانواده ي پدري، اولين نوه ي خانواده مادري خلاصه ديگه با اين اوصاف خودتون فكر كنيد كه احتمالا چقدر همه دوسش داشتن پدرش ميخواست اسمشو بذاره فاطمه مادرش تصميم داشت اگه پسر باشه اسمشو بذاره علي اما وقتي دختر شد گفت ميذارم آناهيت اما نميدونم چي شد شناسنامه ندادن يا نظر مادرش تغيير كرد كه اسمشو از توي كتاب فرهنگ نام هاي كردي گذاشتن گلاره به معناي مردمك چشم البته تفسيرش اينه: كسي كه مثل مردمك چشم عزيزه ديگه چي بگم ؟؟؟ آهان از اولش هم دوست داشت پشت دوربين باشه وقتي كوچيك بود و ازش ميپرسيدن ميخواد چي كاره بشه ميگفت بازيگر ، آخر هم كه ميبينيد يه مجري و گزارشگر شد وقتي بچه بودم اصلا شيطون نبودم برعكس خواهر و دايي كوچكترم هميشه دوست داشتم يكي از بزرگتر ها برام كتاب بخونه خودم هم كلي داستان ميبافتم البته يادم رفت بگم جوجه اردك زشت وقتي به 4 سالگي رسيد خيلي خوشگلتر شده بود و اصلا با روزي كه به دنيا اومد قابل مقايسه نبود، و الانم داره سير تكاملي رو طي ميكنه روز به روز خوشگلتر ميشه ،بزنم به تخته چشم نخوره وقتي بچه بود پدر مادرش خيلي عذاب كشيدن ،هميشه خون دماغ هاي شديد ميشد ،و وقتي هم كه حدود 4:30 ساله بود به علت تشنج توي بيمارستان مرد اما از اونجايي كه خدا ميخواست كامل نمرد و دوباره به زندگي برگشت الانم خوبه و خدا رو شكر مشكلي نداره خدا بهش كلي نعمت داده ،اوليش يه پدر كه فرشته است آدم نيست. يه مادر كه با تمام وجود زندگيشو وقف بچه هاش كرده و يه خواهر گل دوست داشتني كه اگه نباشه منم نيستم و اين همه دوستاي خوب كه احتمالا خود شما هم يكي از اونا هستيد بله با شما هستم دوست عزيز و حالا يك سال بزرگتر شده ام بزرگ شدن خوبه اما از يه جهاتي خيلي درد آوره ،خب بهتره دربارهي بدي ها در اين روز زيبا حرف نزنيم پيشاپيش از تبريكات صميمانه ي همه ي شما قدرداني ميكنم پ.ن + اينم قالب جديد به مناسبت روز تولدم باتشكر رز سياه اول /آذر/ 1388 حقيقتش من خودم هديه اي مد نظرم بود كه به جز يكي از دوستان كسي به اون اشاره نكرد اما هدايايي كه بقيه نام بردن هم جالب بود و تصميم گرفتم هديه ي مورد نظر خودمو به عنوان نفر ويژه معرفي كنم و 3 نفر ديگرو به عنوان نفرات اول و دوم و سوم ...... تنها كسي كه به هديه ي مورد علاقهي من اشاره كرده بود كسي نبود جز سحر سيندرلا با گل رز سياه كه انشاا...در روز تولدم بهش يك شاخه گل رز سياه هديه خواهم داد نفر اول به خاطر خاص بودن هديهاش و به كار بردن رنگ قرمزو داشتن خلاقيت نفيسه احمدي با هديه ي بوسه با لبهاي رژي قرمز نفر دوم به خاطر تمام معنوي بودن هديه اش پيام طراوتي با هديه ي يه دوست خوب و اما نفر سوم آهوي وحشي كه پيغام خصوصي گذاشته بود و از بردن نام هديه اش معذورم بايد اشاره كنم من كلا از هديه گرفتن خوشحال ميشم ومنتظرميمونم تا به صورت واقعي و خارج از اين دنياي مجازي هديه تولد هاي امسالمو بگيرم و از طريق همين رسانه به شما اعلام كنم قول عكسم ميدم پ.ن + باز هم از شركت همهي شما عزيزان در اين مسابقه تشكر ميكنم + بازم مثل هميشه ميخوام بگم جاي فامزي جونم خاليه + تولدم احتمالا با حضور شما دوستان و بقيه ي عزيزاني كه چشم به راه تولد هستن در يكي از پاركهاي اين شهر ميگيرم و به صرف كيك شكلاتي دعوتتون ميكنم به زمان اعلام نتایج نزدیک میشویم .............. در حال باز خوانی نظرات شما هستم اعم از خصوصی و عمومی در ضمن در فکر جشن تولد هم هستم .نگران نباشید منتظر باشید هر بار خواست چای بریزد نمانده ای رفتی و باز هم به سکوتش نشانده ای تنها دلش به این خوش است که یکی دو بار با واسطه سلام برایش رسانده ای بدبخت من فلکزده من بد بیار من امروز عصر چای ندارم تو مانده ای پ.ن + من نميدونم اين شعر مال كيه امروز يكي از دوستام كه فكر كنم خيلي از دست من شاكي بود برام اس ام اس كرد منم خوشم اومد براي شما هم گذاشتم + امروز يكي ازم پرسيد تو اصلا دلت براي كسي تنگ ميشه ؟؟؟منم جواب دادم تا حالا پيش نيمده + نترسيد مهلت شركت تو مسابقه تموم نشده + به موقع برندگان رو اعلام ميكنم از اونجایی که در جریانید تولدم نزدیکه خب اما امسال .............. لطفا به وسیله ی این نظر سنجی اعلام کنید به نظر شما بهترین هدایای که میتونه منو خوشحال کنه چیه ؟؟؟توجه کنید هدیه رو باید کامل با رنگ و مدل و اسم خاص توضیح بدهید موضوع اینکه چه کسی میخواد این هدیه رو بهم بده اهمیت بیشتری داره فراموش نکنید البته شایان ذکر است من همیشه از هدیه گرفتن خوشحال میشم اینو دوستام خوب میدونن اما تولد یه منلسبت خاصه توجه کنید خاص........... به کسی که بهترین هدیه رو نام ببره از طرف رز سیاه یک هدیه خاص در روز تولدم تعلق میگیرد راهنمایی : رنگ قرمز رو دوست دارم . و رز سیاه معنویات براش مهمتره تا مادیات حالا فکر کنید یه هدیه ارزش معنویش بیشتر باشه و حد المکان عشقولانه باشه لطفا هوا نسبتا خنک بود آخرین روزهای مهر ماه بود کنار پارک نیاوران توی ماشین نوک مدادی نشسته بودند نگاه دخترانه اما پر تلاطم به دستان مردانه و سفید با موهای بور که روی فرمان ماشین بازی میکرد بود او آرام دستانش را ازروی فرمان برداشت و سیگاری روشن کرد خیابان تقریبا خلوت بود هوا کمی خنک تر شد حالا دیگر فضای داخل ماشین رو دود سیگار پرکرده بود نگاه زنانه و لطیف دخترک آرام از روی فرمان بلند شد و به سوی چهره ی مردانه ای برگشت که حالا داشت خاکستر سیگارش را از نیمه ی باز شیشه ی ماشین بیرون میریخت نگاه دخترک با محبت به چشمهای زیبا و سبزی دوخته شده بود که حالا برایش غریبه بود دستان مردانه ته سگارش را بیرون اندخت و به سوی نگاه مهربانی که به صورتش دوخته شده بود برگشت و یه نفس راحت کشید و گفت خب تعریف کن چرا خبری ازت نبود؟ دخترک با صدای آرام پرسید دلت برام تنگ شده بود ؟؟؟ صدای مردانه با پوزخند پاسخ داد اگه راستش رو بخوای نه ! اصلا تنگ نشد بود ! دخترک نگاهش را با خشم برگرداند و به جلو خیره شد ........... مدتی به سکوت گذشت و بعد قطرات اشک با حسرت از چشمان مشکی و براق دخترک جاری شد و گفت اما من دلم برات اونقدر تنگ شده بود که هر روز را در آرزوی دیدن تو به شب میرساندم پسرک انگار که چیزی در سینه اش تکان بخورد کمی جا به جا شد واز ماشین پیاده شد و دوبار سیگاری روشن کرد ...........اما هنوزداشت به جمله ی دخترک فکر میکرد پ.ن + این یه داستان کوتاه بود که دلم میخواست بنویسم اگه ازش چیزی متوجه نشدید و خیلی بد بود به بزرگوای خودتون ببخشید + فامزی می دونی دلم چی میخواد ؟ آرزومه یه روزبی خبر زنگ خونمون رو بزنی و بپری تو بغلم مثل اون وقتا منم بپرم تو آغوش مهربونت و با هم بلند دادبزنیم عزززززززززززززززززیزم و من اونقدر توی آغوش گریه کنم تا دلتنگی هام یادم بره + روز شمار: ۲۷ روز دیگر به............... یه ناهار که با طعم خاطرات گذشته و ادکلن عاطفه خانووم و سرشار از مهربونی نفیسه بود پ.ن + لازم که اشاره کنم تو سارا ناهار صرف شد ؟؟؟ + نفیسه برای منو عاطفه دوتا لیوان به رنگ سفید با گلهای عشقولانه آورده بود .دوسش دارم + عاطفه هم خیلی خانوووووووووووومه واقها این اسم برازنده اش + راستی خبر ازدواج کردنمو امروز از نفیسه شنیدم اونقدر خندیدم بدون اطلاع خودم ازدواج کردم چه شایعات جالبی + جای هیچ کسی هم خالی نبود غیبت همتون رو کردیم خیالتون راحت از تهران تا لس آنجلس ولندن و آنکارا وشیراز و....خلاصه هیچکس از قلم نیفتاد با اجازه دوستانم میخوام کمی بمیرم شاید وقتی زنده بشم حالم بهتر باشه از اونجایی که خیلی از دوستان بارها از من پرسیده اند چرا رز سیاه رو انتخاب کرده ام فکر کنم جالب باشه براتون که بدونید رز سیاه نماد چیه ، منم به خاطر همزاد پنداری خودم و نزدیکی روحیاتم با این خصوصیات اسم رز سیاه رو برای خودم انتخاب کردم این شما و این رز سیاه : رز سیاه در طبیعت وجود ندارد ولی در افسانهها در معانی مختلفی بکار میروند. گلهایی که معمولاً رز سیاه نامیده میشوند، در حقیقت گلهای با رنگ قرمز بسیار تیره هستند. پ.ن + به دنبال تغییر هستم از نوع اساسی + یه حس هایی میگه بیشتر با خانواده باشم مخصوصا با تنها خواهرم + آخر هفته به اتفاق دوستام میرم کویر مصر از همین الان جاتون خالیه
و با تقدير از هري هالر با هديه ي مثنوي معنوي با جلد قرمز ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دیشب داشتم با خودم به هدیه هایی که سالهای گذشته گرفتم فکر میکردم ......... یادش بخیر بعضی هاشون رو خیلی دوست دارم ![]()
تا ۳۰ آبان مهلت دارید پاسخ بدید منم سعی میکنم تا اون زمان به شما اعلام کنم چی دوست دارم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
زبان گلها
در قرن نوزدهم زبان گلها بسیار مورد توجه قرار گرفت .در این زبان رز سیاه بیشتر نشانهٔ مرگ و غم بوده است.اما در حقیقت نشانهٔ وداع است. رز سیاه اغلب اوقات در مراسم تشییع جنازه استفاده میشود.رز سیاه از طرف دوست صمیمی و یا عشقی که به مسافرتی طولانی رفته و هیچ گاه بر نخواهد گشت فرستاده میشود.از آنجایی که تولید رز سیاه غیر ممکن است " فداکاری خالصانه" از دیگر معانی آن است. اگرچه رز سیاه سمبل "عشق عمیق " است و افراد معنی آن را مرگ و بد میدانند و رز قرمز برای آنها به معنی عشق است ، اما در واقع این رز سیاه است که معنی عشقی عمیقتر را میدهد![]()
| Design By : Night Skin |


